فرشتگان مقرب
لغت آنجلوس به يوناني به معني پيام آور است، و در فرهنگ لغات آكسفورد در مقابل
واژه فرشته اين توضيح واضح و ساده به چشم مي خورد: پيام آوري الهي يا روحاني،
موجودي روحاني كه از لحاظ قدرت و هوش مافوق انسان است، موجودي كه خادم و
پيام آور مخصوص ذات بي همتاي الهي است.
ارواح بالدار یا فرشتگان قسمتي از راز هر فرهنگ محسوب مي شوند. اقوام وايكينگ
فرشتگان را والكيري ، يونانيان باستان آنها را حورا، ايرانيان باستان آنها را فرشته و در
بعضي مواقع به آنها پري يا حوري نيز مي گفتند. هندوها به اين موجودات آپسارا مي
گفتند. در افسانه هاي اوليه هندو اروپايي فرشتگان مي توانستند صاحب فرزند
شوند، كودكاني در بغل آنها زاده مي شدند و در هنگام تولد پنج سال داشتند.
در آئين زرتشت، آئين بودا، و آئين تائو فرشتگان وجود دارند. حتي در انديشه هاي
فلسفي آشوري ها و ساكنان بين النهرين ( عراق فعلي) فرشتگان وجود دارند .
جادوگران قبايل مختلف جهان نيز با فرشتگان و انواع موجودات بالداري كه اغلب به ا
شكال پرندگاني همچون عقاب يا كلاغ در مي آيند ارتباط هايي دارند.
ديونيزيوس فيلسوف قرن ششم ، نه نظام فرشتگان را نام گذاري كرده است. طبقه
بندي او دقيق و واضح بود تا اواسط قرن هجدهم به عنوان مهم ترين مرجع تحقيق در
مورد اين موجودات آسماني قلمداد مي شد.
بر سرير خداوند عالم، فرشتگان هيچ شكلي ندارند و بيشتر به صورت يك انرژي ناب يا
نورهستند. بعضي از فرشتگان داراي نام هايي هستند مثل جبرئيل يا ميكائيل كه از
طريق پيامبران الهي و قديسين از آنها آگاهي مي يابيم.
چهار فرشته اي كه در ارتباط نزديكي با زمين كار مي كنند عبارتند از:
1- رافائيل: فرشته ي بزرگ و مقرب شفا ، سردسته فرشتگان نگهبان انسان ها محسوب مي شود.
نام او به معني شفادهنده الهي يا خدا شفا مي دهد است. او نيروي خلاقيت و زيبايي را بيدار مي كند
او به خصوص به امور مربوط به زائران مي پردازد يعني نه تنها مسافران را در بر مي گيرد، بلكه شامل
زيارت هايي كه به سمت پروردگار عالم انجام مي پذيرند نيز هست. براي مسلمانان تجلي ديگري از
رافائل فرشته مرگ عزرائيل است. گفته مي شود بدن اين فرشته سراسر پوشيده از چشم است و هر
بار كه يكي از اين چشم ها مژه بر هم مي زند، موجود ي از دنيا مي رود .
2- ميكائيل : فرشته بزرگ و مقرب حمايت و تعادل است. حضرت ميكائيل فرمانده كل قواي لشكريان
آسماني به شمار مي رود. نام او به معني شبيه خداوند است. اين فرشته مي تواند در آن واحد در سه
عرش از هفت عرش الهي ظاهر شود. بنا به روايات حضرت ميكائيل از برف خلق شده است.3
3- جبرئيل: فرشته مقرب و بزرگ اميد، اشراق و عشق و سفير اعظم بشريت است. نام او به معني
قهرمان خدا است. او فرشته وحي و الهام است. اين فرشته بسيار با شكوه است . در آيين اسلام
جبرئيل روح پرهيزگار است كه در شب قدر وحي الهي را به زبان فصيح عربي براي حضرت محمد (ص)
به ارمغان آورد. اين فرشته در آئين مسيحيت فرشته رحم و شفقت نام گرفت و گفته مي شود كه او از
آتش خلق شده است.
4- آريل: فرشته مقرب كيميا گري و حامل نور دانش الهي و بصيرت به انسان هاست . او باعث باز
شدن دريچه ي ديد انسان ها به دنياي روحي مي شود و انسان را با ارتعاشات دنياي روحي هماهنگ
مي سازد. نام او به معني نور خدا است .
حضرت اسرافيل ، فرشته سوزان فرشته روز رستاخيز است. او به هزاران لهجه و
زبان مختلف عالم ، و با هزاران زبان كه از دهانش بيرون مي آيد، به تجليل از شكوه و
عظمت خداوند عالم مي پردازد. او فرشته موسيقي نيز هست و شيپور يا صورش به
شكل شاخ حيوانات است.
فرشتگان به كمك ما مي آيند، ما را نجات مي دهند و لبريز از آرامش و خونسردي
مي كند. آنها پيامهايي اميدوار كننده و محبت آميز براي ما مي آورند. آنها ما را
راهنمايي مي كنند، به ما آموزش مي دهند، دعاهاي ما را اجابت مي كنند، آنها پيام
هاي خود ر در رويا و دعا به گوش ما مي رسانند و سرانجام ما را در مسير مرگ
هدايت مي كنند. اما هميشه و در همه احوال در خدمت پروردگار عالم هستي
هستند. آنها هر گز در اختيار خود نيستند.
داستان هوارد
هوارد گوردي که دوران كودكي سختي را كه در يكي از مناطق روستايي ايالت
ميسوري سپري كرده بود از طرف فرشتگان به او آنقدر عشق و حمايت داده شد تا
قادر گشت ناملايمات خانوادگي را تحمل كند. او از سن پنج سالگي اغلب مورد
كتك و آزار خانواده خود از جمله پدر و مادر و دو برادر بزرگش قرار مي گرفت . يك بار در
سن 11 سالگي از پدرش به سختي با شلاق كتك خورده و بيهوش به روي زمين
كنار انبار ذرت افتاده بود. وقتي بهوش آمد هوا تاريك شده و ستارگان در آسمان دیده
می شد . به گريه مي افتد و از ته دل آرزو مي كند كه ايكاش بميرد و به آسمان برود.
بر اثر ضربات شلاق بدنش به سختي كوفته بود و درد مي كرد از ترس اينكه اگر به
اتاق برود ممكن است مورد كتك برادرانش قرار بگيرد در همانجا مي ماند و شروع مي
كند به دعا خواندن كه خدا يكي از فرشتگانش را بفرستد كه جان او را بگيرد و نزد خود
ببرد. ناگهان متوجه مي شود كه هفت ستاره غير معمولي در آسمان مي چرخند و
به او نزديك مي شوند. آنها در فاصله بيست متري درختان سيب ايستادند و همانطور
كه به زمين نزديك مي شدند به سمت او حركت كردند. آنها تبديل به هفت موجود
نوراني شدند و گرد هوارد حلقه زدند. او كماكان روي زمين دراز كشيده بود و حركتي
نمي كرد. به نظر نمي آمد كه آنها راه بروند . در حقيقت آنها در فاصله كمي با زمين
شناور بودند. آنها موسيقي عجيبي را زمزمه مي كردند. گويي فرشتگان در بهشت
آواز مي خواندند . بعد هوارد متوجه مي شود كه ديگر دردي در بدن كوفته اش
احساس نمي كند. فرشتگان بعداز شفاي درد تصويرهايي را به ذهن او القا مي
كنند . تصاويري فيلم مانند با جنبه روحاني و مذهبي و پراز شادي. بعد بخواب مي رود
صبح كه بيدار مي شود احساس بسيار مطبوعي داشته و خود مي گويد آن شب
فرشتگان بدن و روحم را شفا داده بودند.
شکرانیم خالق را که بر