انسان ها
رسول اكرم (ص) فرمايند:
الناس علي ثلاثه اقسام: قسم يشبهون البهايم و قسم يشبهون
الملائكه و قسم يشبهون الانبياء .
قسم اول ، صورت و شكل آدمي دارند اما از حقيقت اوصاف آدمي خالي
باشند.
قرآن مجيد در حق اين طايفه چنين خبر دهد اولئك كا لا نعام بل اضل ،
چونكه ايشان اولئك هم الغا فلون هستند، پرده اي از غفلت و جهل بر
ديدهء دل ايشان كشيده شده و رسالت محمدي(ص) بر ايشان اثر نكند
قسم دوم ، هم به صورت آدمند و هم به معني آدم هستند و لقد كرمنا
بني آدم ،
جان ايشان را از روح قدسي مملو كرده اند وايدناه بروح القدس ، ايشان
با حقيقت و معرفت همراه هستند و در قيامت با رويت و وصال همدمند .
مقام ايشان عليين است كلا ان الابرار لفي عليين و ما ادراك ما عليون ،
ايشان قرب و معرفت
و رفعت و علو يابند. خاصان حضرت دوست هستند و مقام شفاعت دارند
خلق الله از وجود ايشان منفعت دنيوي و اخروي يابند
قسم سوم ، طايفه اي هستند كه به لب لباب دين رسيده و حقيقت يقين
را چشيده و در حمايت غيرت الهي هستند. نوشتن در خصوصيات و شرح
حال ايشان ، قاهر است شمه اي از وصف ايشان در قرآن آمده رجال
صدقوا ما عاهدوا لله عليه ،
محمد مصطفي (ص) در حق ايشان فرمودند:سلام آل ياسين ، دل اين
طايفه از آفتاب منورتر است، افعال اين گروه افعال انبياء باشد:بل احياء عند
ربهم، يك لحظه از حضور و مشاهده خالي نباشند . رسول خدا (ص)
فرمايند: منزل ايشان نزد خداوند است و منزلت ايشان همچون منزلت من
باشد، ايشان پيمبر و شهيدان نباشند بلكه انبياء و شهدا به حال ايشان
غبطه خورده و آرزوي مقام ايشان كنند.
مقام آدم (ع) بهشت است و مقام موسي (ع) كوه طور و مقام عيسي (ع)
آسمان چهارم ،
اما مقام و موطن اين طايفه كه از امت محمد(ص) و صاحب ولايت خاصه
هستند : في مقعد صدق عند مليك مقتدر باشند.
غفلت از منظری دیگر.
وقتي صفات حيواني و شيطاني بر صفات روحاني و ملكوتي غالب شود
انسان روي به طلب استيفاي لذات و شهوات مي نهد و كبر و بخل و
ديگر صفات ذميمه پيدا مي شود. لذتهاي نفساني و شهواني مذاق جان را
شيرين مي كند در اين حال صفات ذميمه هم رشد مي كند و قوي
مي شود تا جايي كه انسان را به دركات سفلي مي افكند : ثم ردد
ناه اسفل السافلين (التين). لذات حيواني و شهواني قبلهء آمال
ميگردند، آنگاه غفلت از حق ، وجود را آرام آرام پر ميكند
و گناه در سايهء حجاب غفلت به تمام وجود ميرسد و انسان را گرفتار
خطا و عصيان مي نمايد. و گناهكار، مستٍ شرابٍ گناه، در بيابان عصيان
سرگردان ميگردد،پشت به حق كرده روي به شهوات ميآورد. هرگاه نور ذكر
حق در مسير تند بادهاي شهواني و نفسانيات قرار گيرد و از آن مراقبت به
عمل نيايد بدون ترديد خاموش خواهد شد و ظلمت گناه و تاريكي شهوات
وجود را فرا ميگيرد و آنگاه شيطان با جنود و سپاه خود از اين سياهي
استفاده كرده وارد بدن شده و دراعضاء و جوارح مسكن مي گزيند
تا غفلت بر سرير قلب نشسته و فرمانروايي كند.
بر گرفته شده از تصوف و عرفان اسلامی.
شکرانیم خالق را که بر