تفاوت فقر با فقر
فقر در طريقت و عرفان اسلامي دو گونه است:
يكي فقري است كه رسول خدا(ص) از آن بخدا پناه مي برد و مي فرمايد:
اعوذ بك من الفقر .
ديگري فقري است كه رسول خدا(ص) به آن فخرمي كند و مي فرمايد
الفقر فخري. آن فقر نزديك به كفر است و اين فقر نزديك به حق،
اما آن فقر كه به كفر نزديك است ، فقر دل است كه فرمود:
كاد الفقر ان يكون كفرا و آن اين است كه هفت صفت فقر كه علم ،
حكمت ، اخلاص ، صبر ، رضا ، تسليم و توكل است ، از دل بيرون رود
تا دل از آنها فقير و بي نوا گردد و زمين دل خراب شودتا منزل شيطان
گردد و آنگاه كه شيطان در دل فرود آيد هفت سپاه شيطان وارد دل شوند
كه عبارتند از شهوت، خشم ، رشك ، شك ، شبهه ، نفاق و شرك.
و نشان آن اين است كه هر چه بيند كج بيند و اين آن فقري است كه
رسول خدا(ص) از آن به خداي تعالي پناه برد.
اما آن فقری كه مايه فخر پيامبر (ص) است ، آنست كه درويش را از دنيا برهنه
سازد و در اين برهنگي به ايمان بخدا نزديك شود و اين مقام همان است كه
در تصوف و عرفان اسلامي ، پيران طريقت آنرا تجرد خوانند كه درويش را از
قيود و رسوم چون تيغ بيرون از نيام مجرد كند ، دل تا در غلاف شياطين
است هنر او آشكار نگردد ، اما چون دل از غلاف شياطين برهنه گردد،
انوار الهي در او نمايان شود.
بر گرفته از : تصوف و عرفان اسلامی.
شکرانیم خالق را که بر