اطلاع اولیاءالله از عالم غیب مبتنی بر شرایطی است. هرگاه اشتغال حواس

ظاهری  درویش کاسته شود،  از غیب آگاه می شود. روح درویش از جنس

انوار الهی است یعنی فارغ از جرم و حجم و زمان است و چون میان روح

درویش و روح کلی جهان از حواس ظاهری و تعلقات دنیوی، حجابی نیست

لذا رابطی بین این  دو روح بنام ولایت وجود دارد.بنابراین درویش هرگاه از

حواس ظاهری خلاصی یابد روح او بسوی انوار الهی صعود می کند لذا از

نقوش برزخ های کائنات عبور کرده و بر حوادث گذشته و آینده که به سبب

حرکات فلکی حاصل می شوند آگاهی می یابد. بنابراین از جزئیات کائنات

جهان و آثار و حرکات آنها مطلع می گردد. روح اولیاءالله و پیران صاحب ولایت

تابع اشتغالات مادی نیستند، روح ایشان به روح مجرد ربانی متصل بوده و از

این طریق از غیب آگاه می شوند، لذا میتوانند حقایق را در بیداری ببینند.

البته برخی از انسانها با ریاضت به روح فلکی متصل میشوند و از غیب

آگاهی می یابند اما ایشان نمی توانند از عالم روح خود فراتر روندو معقولات

را در یابند زیرا روح ایشان چنین استعدادی جهت دریافت غیوب الهی ندارند.

اما روح اولیاءالله و صاحبان ولایت، قوی است و چون روح ایشان به اعلاء

کمال الهی رسیده است لذا به مقام << کن>> میرسند

(کن فیکون).بنابراین پیران طریقت  که صاحب ولایت هستند، چون روح

ایشان به روح مجرد الهی پیوسته و متصل گشته است به نور حق ملحق

شده و با اراده و همت عالی خویش ، عالم را مسخر می گردانند. لذا از

روشنی وجود خود که منور به نور الهی است ، استفاده کرده و نظر ایشان ،

نظر الهی گشته، دعا ی ایشان اجابت شده و به امر الهی ، عناصر دنیوی

متاثر از نیایش ها و دم قدسی ایشان می گردند. بدین نحو در کار دنیا به اذن

الهی دخل و تصرف می نمایند. بنابراین نظر رحمانی ایشان در موجودات و

نباتات و جمادات ، نافذ گشته و جهان متاثر از نظر ایشان می گردد. البته

واسطه این عمل <<ولایت>> است که در نهایت به خواست و اذن الهی

صورت می گیرد

 

بر گرفته شده از وبلاگ تصوف و عرفان اسلامی.

و همچنین بسیار متشکرم از برادر  بسیار عزیزم نگارنده وبلاگ

 موالنا روشنعلی شاه.