توجه انسان ذاتا پر قدرت است و اگر چیز تازه ای وجود داشته باشد ناگهان بیدار و

جلب می شود . از طرفی نقطه ضعف ذهن بیگانه این است که نمی تواند برای مدت

طولانی بر چیزی متمرکز شود . ذهن بیگانه مایل است مدام از این شاخه به آن

شاخه بپرد .

از این خصیصه ها برای دفع موقتی ذهن استفاده شده و فنونی همچون گوش دادن

به صداها ، خیره نگری یا بسط تصاویر تولتک ها یا هم خانواده های شرقی آنان تمرکز

و مراقبه بعنوان شیوه های عمدی رسیدن به سکوت درونی ابداع شده اند .

چنین روش هایی بسیار از نحوه زندگی و تفکر مدرن دور هستند و به این جهت خیلی

غریب و باصطلاح سرخپوستی به نظر می رسند ولی در عین حال بسیار پر قدرتند و

می توان گفت مستقیما به قلب هدف می زنند اما این عیب را نیز دارند که دستیابی

به کوچکترین موفقیت در آن ها نیاز به روزها و ماهها تمرین دارد .

موضوع این است که در هنگام چنین تمرین هایی ما در پی نتیجه هستیم و این ذات

گفتگوی درونی است . ساحران توصیه می کنند این تمرین ها را صرفا با هدف

گذراندن " ساعتی به این حالت " و با اعتقاد واقعی به بیهوده بودن اعمالمان انجام

دهیم .

از نظر آنان یک حد آستانه وجود دارد که در هر شخصی سطحی متفاوت دارد . اگر

ذخیره سکوت درونی که بصورت پراکنده و بر اثر تمرین انباشته می شود از این سطح

بگذرد تداوم دائمی درک دنیا شکسته می شود .