AUM يك نواي خالص است: مانند صداي آبشار؛ آيا صداي آبشار معنايي دارد؟ ابدا. هيچ معناي ندارد.
 
يك صدا وقتي واژه مي‌شود كه به آن معنايي وصل كنيم.
 
يك صداي با معني، واژه يا كلمه مي‌شود و يك واژه‌ي بي معنا يك صدا است. نخستين چيزي كه بايد درك
 
شود اين است: AUM يك كلمه نيست، نوايي خالص است.
 
تمام كلمه‌هاي ديگر از آن برخاسته‌اند، ولي خودش كلمه نيست. منبع تمام صداها است و نمي‌تواند
 
هيچ‌گونه معنايي داشته باشد.
 
اين نواي AUM از سه صدا تشكيل شده: A,M,U اينها صداي مادر هستند؛ تمام صداهاي ديگر توسط اين
 
سه صدا خلق شده است. تمام كلمات ما، تمامي الفبا، از اين سه صداي مادر تشكيل شده‌اند. پس AUM
منبع اين سه صداي پايه است.
 
براي همين است كه در هندوستان AUM را با الفبا نمي‌نويسند. براي خودش يك نماد مخصوص دارد: اين
 
نماد نشان مي‌دهد كه: سردرگم نشو و AUM را همچون يك كلمه فرض نكن. در هندوستان، AUM تنها
 
صدايي است كه با حروف الفبا نوشته نمي‌شود، بلكه آن را با تصوير نشان مي‌دهند: يك تصوير دارد، يك
 
نماد مخصوص دارد كه خارج از الفبا است (شكل زير):
 
 AUM
 
 
اين چيزها نمادين هستند. آن را خارج از الفبا قرارداده‌اند، زيرا منبع است. منبع و مبداء هميشه وراي
چيزها است و در بيرون و فراسو قرار دارد.
AUM
 از سه صدا و يك آنوسوار (Anuswar) تشكيل شده. آنوسوار صدايي بسيار ظريف است و نوعي زمزمه‌ي
 
يكنواخت (Humming) را نشان مي‌دهد. وقتي مي‌گويي ((آ، او...))، آن ((م)) كه تكرار مي‌شود و ادامه
 
پيدا مي‌كند و به ا ارتعاش ادامه مي‌دهد، آن همان آنوسوار است. آنوسوار فقط به معني نقطه است؛ آن
 
نيز نشانگر چيزي است.
 
پس AUM از چهار چيز تشكيل شده: سه چيز مرئي: A,M,U و چهارمي كه نامرئي است: ((همان سايه‌ي
 
آهنگين و زمزمه‌ي مرتعش كننده)).
 
اين چهار چيز نشانگر تمام عرفان و متافيزيك هند است:
A
 
 نماينده‌ي يك حالت ذهن است ، وقتي كه بيدار هستي، آگاهي بيداري.
U
 
 نماينده حالت خواب و رويا است: آگاهي رويا.
M
 
 نماينده حالت خواب عميق و بدون رويا (Sushupti) است: خوابي عميق و بي‌رويا.
 
اينها سه حالت ذهن انسان هستند و مراحل مختلف آگاهي انسان.
 
و آنوسوار، نقطه– آن همهمه و زمزمه كه به ارتعاش ادامه مي‌دهد نماينده‌ي حالت چهارم از آگاهي
 
انسان است كه حالتي فراسويي دارد؛ حالتي كه تو نه خواب هستي و نه بيدار و نه رويا مي‌بيني؛ وقتي
 
كه تو فقط شاهد هستي بر آنچه كه روي مي‌دهد. به اين وضعيت چهارم توريا (Turiya‌) مي‌گويند. (‌حالت
 
بودا)
 
توريا به معني ((چهارمين)) است. اين حالت نام ديگري ندارد، فقط چهارم.
 
زيرا نمي‌توان آن را نام داد؛ وراي نام‌ها است. اين نكته را بايد نخست درك كني.
 
دومين چيز: وقتي به چهارمين حالت يا توريا مي‌رسي، ديگر چيزي جز شنيدن يك نوا (Melody) يا
 
موسيقي آسماني باقي نمانده، چيزي كه فيثاغورث به آن موسيقي كائنات، موسيقي ستارگان و آن
 
موسيقي كه خود جريان زيرين هستي است نام داد.